شاعرانه

متن مرتبط با «لبخند تو معجزه است» در سایت شاعرانه نوشته شده است

من سر ناسازگاری دارم و چشمان تو...

  • نیلوبلاگ

    xa0 شیر هرگز سر نمی کوبد به دیوار حصار من همان دیوانه ی دیروزم اما بردبار xa0 می توانستم فراموشت کنم اما نشد! زندگی یعنی همین؛ جبری، به نام اختیار مثل تو آیینه ای "من" را نشان من نداد بعد تو من ماندم و دیوارهای بی شمار xa0 خوب یا بد، با جنون آنی ام سر می کنم لحظه ای در قید و بندم ،لحظه ای بی بند و بار من سر ناسازگاری دارم و چشمان تو جذبه ای دارد که سر را می کشاند پای دار! xa0 فرق دارد معنی تنهایی و تنها شدن کوه بی فاتح کجا و دشت های بی سوار جای پایت را اگرچه برفها پوشانده اند جای زخمت ماند، شد ...

    ادامه مطلب
  • وصف تو کار کسی نیست بجز "حافظ" و من...

  • نیلوبلاگ

    از سر زلف تو پیداست که "سر" می خواهی از فروپاشی یک شهر خبر می خواهی عشق، میدان جنون است نه پس کوچه ی عقل دل دیوانه مهیاست! اگر می خواهی.. میوه ام عزت و آزادگی ام بود که رفت از تهی دستی یک سرو، ثمر می خواهی؟ شاخه ی خویش شکستم که عصایت باشم تو ولی از من افتاده، تبر می خواهی عطر گیسوی تو تا ملک سلیمان رفته ست زلف وا کرده ای و شانه به سر میخواهی "مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز"! مصلحت نیست که از هرکه نظر میخواهی.. وصف تو کار کسی نیست بجز "حافظ" و من عاشقی اهل دل و اهل هنر میخواهی... xa0 " پوریا...

    ادامه مطلب
  • من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار...

  • نیلوبلاگ

    آن قدر مرا با غم دوریت نیازار با پای دلم راه بیا قدری و بگذار، xa0 xa0 این قصه سرانجام خوشی داشته باشد شاید که به آخر برسد این غم بسیار xa0 xa0 این فاصله تاب از من دیوانه گرفته در حیرتم از این همه دلسنگی دیوار xa0 xa0 هر روز منم بی تو و من بی تو ولاغیر تکرار... و تکرار... و تکرار ... و تکرار... xa0 xa0 من زنده به چشمان مسیحای تو هستم من را به فراموشی این خاطره نسپار xa0 xa0 کاری که نگاه تو شبی با دل ما کرد با خلق نکرده ست ؛ نه چنگیز، نه تاتار! xa0 xa0 ای شعر، چه می فهمی ازین حال خرابم؟ دست از س...

    ادامه مطلب
  • سادهu200cدل من که قسم های تو باور کردم...

  • نیلوبلاگ

    برو ای تُرک که تَرک تو ستمگر کردم حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم xa0 عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران سادهدل من که قسم های تو باور کردم xa0 به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم xa0 تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم xa0 زیر سر بالش دیباست تو را کی دانی که من از خار و خس بادیه بستر کردم xa0 در و دیوار به حال دل من زار گریست هر کجا نالهٔ ناکامی خود سر کردم xa0 در غمت داغ پدر دیدم و چ...

    ادامه مطلب
  • لبخند تو ...

  • نیلوبلاگ

    خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد xa0 چرا اینگونه؟ کافرگونه، بی رحمانه، میخندی!؟ xa0 "فاضل نظری"...

    ادامه مطلب
  • آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه...

  • نیلوبلاگ

    گفته بودم بی تو می میرم ولی اینبار نه گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه xa0 هرچه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست خو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نه xa0 تا که پابندت شوم از خویش می رانی مرا دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه xa0 قصد رفتن کرده ای تا بازهم گویم بمان بار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار نه xa0 گه مرا پس می زنی گه باز پیشم می کشی آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه xa0 می روی اما خودت هم خوب می دانی عزیز می کنی گاهی فراموشم ولی انکار نه xa0 سخت می گیری به من با این همه از دست تو میشو...

    ادامه مطلب
  • لب هاي تو لب نيست ! عذابيست الهی

  • نیلوبلاگ

    لب هاي تو لب نيست ! عذابيست الهی بايد كه عذابی بچشم گاه به گاهی xa0 در لحظه ديدار تو ، گفتم كه بعيد است چشمان تو من را نكشاند به تباهی xa0 لب هاي تو ناياب تر از آب حيات است تو سوزن پنهان شده در خرمن كاهی xa0 اين كار خدا بوده كه يكباره بيفتد در تنگ بلور شب من مثل تو ماهي xa0 ای شاخه نبات غزل حافظ شيراز! معشوقه ی مايی چه بخواهی چه نخواهی xa0 "میثم قاسمی" xa0 xa0...

    ادامه مطلب