
تو لبخندی به لب داری و منxa0بی تاب وxa0تب دارم پدر شک کرده و مادر،قسم می خورد بیمارم xa0 دلم زخمی و چشمانم پر از ابر و پر از باران ولی من مرد و مردانه،به فکر حفظ اسرارم xa0 قسم خوردم که بعد از تو فراموشت کنم اما چه باید کرد وقتی من،هنوز از عشق سرشارم؟! xa0 دلم می خواست بگریزم از این اوضاع طوفانی نمی یابم در این خانه،پناهی غیر اشعارم xa0 قلم دردست می گیرم،تو را خط می زنم در دل که بنویسم برای تو:برو من از تو بیزارم! xa0 تمام کاغذ شعرم ولی پر شد از این مصرع: اگرچه با دلم سردی،ولی من دوستت دارم xa0...
ادامه مطلب
گفته بودم بی تو می میرم ولی اینبار نه گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه xa0 هرچه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست خو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نه xa0 تا که پابندت شوم از خویش می رانی مرا دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه xa0 قصد رفتن کرده ای تا بازهم گویم بمان بار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار نه xa0 گه مرا پس می زنی گه باز پیشم می کشی آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه xa0 می روی اما خودت هم خوب می دانی عزیز می کنی گاهی فراموشم ولی انکار نه xa0 سخت می گیری به من با این همه از دست تو میشو...
ادامه مطلب